آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )

90

سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )

شهر به سوى شمال يك كوه استوار و بلند قرار دارد كه آن را قلعه گلستان « 1 » مىنامند ، باقىماندهء ديوارهاى مخروبه پيرامون و بالاى كوه نشان مىدهد كه آنجا قبلا دژ مستحكمى بوده است ، بر روى كوه ، زيرزمين عميقى كه ديوار آن را با قطعه سنگ - هاى بزرگ مكعب زيبايى ساخته بودند و در كنار آن چشمه آبى وجود داشت ديده مىشد . به ما گفتند كه اين قصر را شيروانشاه ( زيرا اين سرزمين قبلا از خود پادشاهانى داشته است ) به عنوان يادبود براى خاصه « 2 » يا همخوابه خودش كه او را از ديگران بيشتر دوست داشته و گلستانش ناميده بنا نهاده و بعدا به دست اسكندر « 3 » منهدم شده است . در دره‌اى كه پائين كوه قرار دارد نهرى جارى است كه زمين‌هاى دو طرف آن براى كشت ميوه مستعد است و در فصل بهار شكوفه و گل‌هاى بسيار و نيز شقايق وحشى آنجا را مىپوشاند و از اين‌رو من معتقدم كه اين كوه بواسطهء وجود گل‌هاى زياد در اطراف آن است كه نام گلستان را به خود گرفته است . گلستان « 4 » يعنى مكانى كه گل سرخ‌هاى بسيار و ساير گل‌ها در آن يافت شود و واژهء قلعه معناى برج و بارو و ساختمان مستحكم را مىدهد . نه‌چندان دور از قلعهء گلستان به طرف شماخى كوه بلندتر ديگرى وجود دارد كه روى آن دو كلبه ساخته شده است . بسيارى از اهالى شهر شماخى و دهات اطراف آن تابستان براى چند هفته در اين كوه و نيز گلستان اقامت مىكنند ، زيرا گرماى شديدى كه در پائين كوه

--> ( 1 ) - اصل Kala Kulustan ( 2 ) - اصل : Kassae - با توجه به توصيف نويسنده بايد سوگلى باشد - م . ( 3 ) - حمد اللّه مستوفى در صفحه 243 نزهة القلوب گويد : « و اسكندر در جهان جز خرابى نكرد » - م . ( 4 ) - يادآور مىشود كه الئاريوس گلستان سعدى را به آلمانى ترجمه كرده است - م .